الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي

83

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

اولا ، اين مفاهيم همه مسبوق به صور جزئى هستند ؛ در مقابل معقولات ثانيه هيچيك مسبوق به صور جزئى نيستند و ثانيا ، اين صور كلى با صور جزئى و نيز صور جزئى با واقعيات خارجى به نحوى عينيت و اين همانى دارند ، پس اين صور كلى نيز با واقعيات خارجى به نحوى عينيت دارند ، بر خلاف معقولات ثانيه كه رابطهء آنها با واقعيات خارجى رابطهء عينيت و اين همانى نيست . 2 - ذهن در پيدايش معقولات اولى منفعل است نه فعّال . همان‌طور كه در ويژگى شمارهء 1 گفته شد ، معقولات اولى صور واقعيات خارجى هستند و هنگامى در ذهن به وجود مىآيند كه نفس ما آن واقعيات را ، با حواس يا بدون حواس ، بيابد و تا هنگامى كه نفس واقعيت يك چيز را ، بيواسطه يا بواسطه ، نيابد ، ممكن نيست صورت جزئى يا كلى آن چيز در ذهن به وجود آيد . به عبارت ديگر ، نقش ذهن در به وجود آمدن معقولات اولى شبيه نقش فيلم عكاسى است در پيدايش تصوير روى آن . واضح است كه اگر دريچهء دوربين عكاسى بسته باشد ، فيلم داخل آن خود به خود هيچ نقشى را روى خود به وجود نمىآورد و تنها آنگاه روى فيلم تصوير به وجود مىآيد كه شيئى مقابل دريچهء دوربين قرار گيرد ؛ يعنى ، فيلم عكاسى فقط پذيرندهء تصوير است و به هيچ‌وجه به وجود آورندهء آن نيست ؛ به وجود آورندهء تصوير نورى است كه از شىء خارجى به فيلم مىتابد ، پس فيلم عكاسى در پيدايش تصاوير روى خود فقط منفعل است و به هيچ روى فعال نيست . ذهن ما نيز در پيدايش معقولات اولى چنين است . معناى اين سخن اين است كه كثرت معقولات اولى تابع كثرت واقعياتى است كه نفس آنها را ، بيواسطه يا بواسطه ، يافته است . به ديگر سخن ، كثرت معقولات اولى معلول كثرت مدركات است ؛ هرچه نفس واقعيات بيشترى را يافته باشد ، معقولات اولى در ذهن بيشترند و هرچه كمتر ، اين معقولات نيز كمترند . اين ويژگى درست بر خلاف ويژگى معقولات ثانيه است . ذهن در پيدايش اين معقولات فعال است نه منفعل و نتيجتا كثرت آنها تابع كثرت مدركات نيست . چه بسا نفس با يافتن يك واقعيت چندين معقول ثانى در خود به وجود آورد . 3 - معقولات اولى ما بازاى خارجى دارند اما معقولات ثانيه ندارند . توضيح اينكه هريك از معقولات اولى در خارج از ذهن وجود و واقعيتى خاص به خود دارد ؛ يعنى ، هركدام وجودى على حده و سواى از وجود ساير معقولات اولى دارد ؛ به عبارت ديگر ، ما به تعداد معقولات